اکوسیستم کارآفرینی، به مجموعه افراد، سازمان‌­ها، روش‌­ها، قوانین، رویدادها و … در یک محدوده جغرافیایی گفته می‌شود که بر فعالیت­‌های کارآفرینی (و نه اشتغال­زایی) در آن منطقه، اثر می‌گذارد. هر نهادی که به‌طور بالفعل و یا بالقوه مشوق و حامی کارآفرینی است ذینفع اکوسیستم کارآفرینی به‌حساب می‌آید. مانند: ارگان‌های دولتی، دانشگاه‌ها، بانک‌ها، کارآفرینان، مراکز رشد، مراکز شتاب‌دهی، رهبران اجتماعی، نمایندگان نیروی کار و …

لازمه تشخیص و طراحی سیاست‌های مناسب جهت توسعه کارآفرینی توجه به کلیه عناصر موجود اکوسیستم و شیوه تعاملات آن‌ها است. به‌طوری که ضعف در یک نهاد و یا یک زیرسیستم بر عملکرد کلی اکوسیستم تاثیر می‌گذارد. اکوسیستم کارآفرینی موفق به‌عنوان عملکردی از آنچه در شش حوزه مختلف اتفاق می‌افتد، توسعه می‌یابد.

شش حوزه تاثیرگذار که نقش اساسی در اکوسیستم‌های کارآفرینی ایفا می‌کنند عبارتند از:  

۱-فرهنگ سودمند

۲-سیاست‌های حمایت و رهبری

۳-دسترسی مالی موجود و مناسب

۴-سرمایه‌ی انسانی باکیفیت بالا

۵-بازاری با محصولات پرمخاطره

۶-حمایت‌های سازمانی و زیربنایی

  • همه اکوسیستم‌های کارآفرینی منحصربه‌فرد هستند:

اگرچه تمام اکوسیستم‌های کارآفرینی شامل شش حوزه بالا هستند اما می‌توان اذعان کرد که هر اکوسیستم منحصربه‌فرد است و شامل عناصر پیچیده، خاص و تعاملات بی‌شماری است. هنوز نمی‌توان این عبارت را که اکوسیستم‌های کارآفرینی؛ به رهبران و کارآفرینان در محافظت از کسب‌وکار و نظارت آگاهانه‌ی آن کمک می‌کند؛ تأیید کرد.

  • تغییرات اساسی در اکوسیستم‌های کارآفرینی به دلیل عوامل ریشه‌ای نیست بلکه حاصل ترکیب متغیرهایی است که ترکیبات منحصر به فردی را ایجاد می‌کنند:

آموزش و پرورش، چارچوب قانونی، سیستم‌های نظارتی، بازارهای عملکردی سرمایه بر اکوسیستم‌های کارآفرینی تأثیر می‌گذارد، اما تأثیر آن‌ها ضعیف است و تنها در طول زمان‌های طولانی اکوسیستم‌های کارآفرینی را تحت تأثیر قرار می‌دهد. تغییرات واقعی در اکوسیستم‌های کارآفرینی به‌دلیل متغیرهایی است که ترکیبات جدید و منحصربه‌فردی از تلفیق باهم ایجاد می‌کنند.

آمارگیران این فرایندها را “تعاملات مرتبه بالا” می‌نامند که می‌توانند به عنوان کاتالیزور عمل کنند. هنگامی‌که این تعاملات؛ نتایج موفقیت‌آمیز داشته باشد، می‌توانند علل وجودی خودشان به‌حساب بیایند. بر طبق قانون «اعداد کوچک» ایزنبرگ، چند موفقیت تصادفی می‌تواند تا حد زیادی به تکامل کل اکوسیستم کمک کند. به‌عبارت دیگر، موفقیت اولیه می‌تواند با تحریک شش دامنه اکوسیستم، موفقیت‌های بیشتری را به‌بار آورد.

  • اکوسیستم‌های کارآفرینی تمایل به حفظ و تقویت خود دارند:

هنگامی‌که شش عامل ذکر شده به‌قدر کافی قوی ‌شوند، همه آن‌ها یکدیگر را تقویت می‌کنند. بنابراین نیاز به دخالت دولت کم می‌شود. در عوض، رهبران دولتی نیازی به سرمایه‌گذاری در منابع اکوسیستم کارآفرینی ندارند تا بتوانند آن‌ها را حفظ کنند. برنامه‌ریزی‌های کارآفرینی برای انحلال خود در طول زمان می‌تواند به ایجاد ثبات در محیط کمک کند.

  • اکوسیستم‌های کارآفرینی به‌طور طبیعی تکامل‌یافته‌اند یا هوشمندانه طراحی شده‌اند؟

براساس نظر ایزنبرگ، اکوسیستم‌های کارآفرینی نتیجه تکاملی هوشمند هستند. به‌عبارت دیگر، آن‌ها شامل بازارهایی هستند که از ترکیب فرصت و حمایت رهبری ایجاد شده است. درواقع؛ رهبری “به‌اندازه کافی روشن و شناخته‌شده است تا زمان و چگونگی هدایت و اطمینان از ثبات را به پیروان‌شان القا کنند و از همین طریق به تکامل هوشمندانه کسب‌وکار؛ کمک می کنند.

منابع :

www.eghtesadonline.com

READ  اهمیت فزاینده‌ی سرمایه‌گذاری‌های جانشین

www.modirinfo.com

کارآفرینیکارآفرینی سازمانیمقالات

. مراکز رشداکوسیستم کارآفرینیمراکز شتاب‌دهی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *